شناخت محیط ها
آذر ۲۰, ۱۳۹۳
روش های مشاهده
آذر ۲۹, ۱۳۹۳

روش های محیط شناسی

روش های محیط شناسی

روش های محیط شناسی یا روش های شناخت عبارت است از:

 

  1. شناخت علمی
  2. شناخت هنری
  3. دو شناخت علمی و هنری به شناختی دیگر یعنی شناخت فلسفی منجر می شود (آریان­پور،۲۶: ۱۳۸۱).

 شناخت علمی: هرکس در زندگی خود به مدد حواس، با محیط روبه رو می‌شود و با ادراکات پراکنده ای که از نمودهای پیرامون خود می‌گیرد، مرحله اول شناخت را طی می‌کند و تا اندازه‌ای به شناسایی هستی نائل می‌آید. چنین شناختی که وسیله لازم حیات علمی است، ساده و سطحی و جزئی است و جنبه عاطفی نیرومندی دارد. ولی انسان می‌تواند با طی مرحله دوم شناخت، ادراکات خود را به صورت مفهوم درآورد و شناخت خود را عمق و وسعت بخشد و به واقعیت نزدیک‌تر کند. چنین شناختی که سخت مقرون به واقعیت است، علم (science) خوانده می‌شود. هدف علم مانند هدف سایر فعالیت‌های انسانی، غلبه بر واقعیت و تسهیل زندگی انسان است.

علم یعنی شناخت قوانین واقعیت، انسان را قادر به پیش بینی و تنظیم نقشه می‌کند و بر واقعیت چیره می‌گرداند. چون شناخت واقعیت فقط با تجربه یعنی مداخله در واقعیت میسر می‌شود، همه علوم – ریاضی و فیزیکی و زیستی و اجتماعی – مبتنی بر تجربه دقیق‌اند. در این صورت، می‌توان گفت که علم شناخت واقعیت است از طریق تجربه.

دسته بندی‌های شناخت: علوم به تناسب گونه گونی نمودهای هستی، به دسته‌هایی تقسیم شده‌اند. اگر علوم ریاضی را زمینه یا بنیاد علوم دیگر بشماریم، طبقه بندی علوم چنین خواهد شد:

الف. علوم فیزیکی (physical sciences) یا علوم ماده بی جان. از این جمله‌اند  شیمی شناسی و زمین شناسی و اختر شناسی.

ب. علوم زیستی (biological sciences) یا علوم ماده جان دار. از این جمله‌اند زیست شناسی و کارشناسی (فیزیولوژی) و گیاه‌شناسی و جانورشناسی.

ج. علوم اجتماعی ( social sciences) یا علوم انسانی. از این جمله‌اند تاریخ شناسی و اقتصاد شناسی و روان‌شناسی و جامعه‌شناسی.

دسته اول در پی قوانین حرکات گوناگون ماده بی جان است، دسته دوم جویای قوانین حرکات متنوع ماده جان دار است، و دسته سوم قوانین حرکات بخشی از ماده جان دار را که انسان نام دارد و همواره به صورت اجتماعی زیست می‌کند، می‌جوید.

این هر سه دسته از آن جا که به جلوه‌های واقعیتی یگانه ناظرند، با یکدیگر ارتباط دارند، و از آن جا که علم هستند، با متدولوژی (methodology) کمابیش یکسانی هستی را می‌کاوند.

واژه متدولوژی که مفهوم لغوی آن روش‌شناسی است، به دو معنی به کار می‌رود:

اول: بررسی روش (method) های تحقیق علمی.

دوم: مجموع روش‌های هر علم.

متدولوژی در معنی اول، وسیله‌ای است که محقق را از گمراهی و کج اندیشی باز می‌دارد و او را در رسیدن به حقیقت، یاری می‌کند. از این رو متدولوژی شاخه‌ای از منطق یعنی فن درست اندیشیدن محسوب می‌شود. متدولوژی در معنی دوم شامل تعدادی روش است.

مجموع فعالیت‌هایی که رسیدن به مقصدی را میسر می‌گرداند، روش نام می‌گیرد. در این صورت روش علمی مجموع فعالیت‌هایی است که محقق را به علم یعنی قوانین واقعیت رهبری می‌کند. روش‌های علمی مانند خود علوم متعددند، و هر روشی تا اندازه ای به کشف قوانین علمی مدد می‌دهد. محقق در هر موردی مناسب‌ترین روش را برمی‌گزیند. مناسب‌ترین روش آن است که دقیق‌تر از روش‌های دیگر، قوانین واقعیت را عرضه می‌دارد. با این همه، تمام روش‌های علمی از یک جهت به یک دیگر می‌مانند: همه بر تجربه استوارند. تجربه آغاز و انجام کار علمی و زمینه روش‌های علمی است.

چون زمینه هر تجربه­ای یک سلسله اعمال و احکام ذهنی است، افکار یا به لفظ دیگر، فلسفه محقق نیز در کار او مؤثر است. به این معنی که محقق با فلسفه شخصی خود به موادی که از تجربه می‌گیرد، نظام و شکل و معنی می‌دهد. کار محقق وقتی نتیجه بخش خواهد بود که نه تنها به تجربه های وسیع دست زند، بلکه افکار یا فلسفه خصوصی او نیز صحیح یعنی مبتنی بر اصول علمی باشد. روش درست از آن محققی است که بر تجربه‌هایی وسیع و فلسفه ای علمی دست داشته باشد (همان).

روش‌های خاص علوم اجتماعی

تحقیق علمی مشتمل بر شش مرحله یا فعالیت است که عبارتند از:

  1. تشخیص مسئله
  2. تجربیات مقدماتی
  3. گمانه سازی یا فرضیه
  4. تجربه وسیع
  5. کشف قانون
  6. وضع نگرش یا نظریه.

 همه علم‌ها در این شش مرحله یا فعالیت شریکند. ولی روش‌های آن‌ها مخصوصاً در مرحله تجربه کاملاً یکسان نیستند. بر روی هم تجربه در علوم گوناگون به دو صورت در می‌آید: برخی از علوم مانند فیزیک شناسی و شیمی شناسی سخت بر آزمایش تکیه می‌کنند، و بعضی مانند زمین‌شناسی و تاریخ‌شناسی مشاهده را مورد تأکیــد قرار می‌دهـــند. بنابراین در مرحله تجربه دو گونه روش به وجود می‌آیند:

ادامه دارد….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *